ماشین جدید خریده بودم رفتم خونه بعد از اینکه ماشین رو گذاشتم توی حیاط ، موقع بستن در حیاط سرم خورد به جعبه پست و شکست و کلی خون اومد.
بابام گفت خدا رو شکر خونریزی هم شد دیگه لازم نیست گوسفند بکشیم.
من :(
مامانم:(
بابام :)))
اینقد بدم میاد از این ادما
میان یواش با ناخن کمر آدم و میخارونن
تا بهشون میگی سفت تر ول میکنن میرن :|
درد بگیری الدنگ بدتر خارش میگیره خب(برای خواندن ادامه مطالب طنز به ادامه مطلب مراجعه کنید)
.: Weblog Themes By Pichak :.